X
تبلیغات
رایتل

حیف نون دکتر میشه

 از اتاق عمل میاد بیرون...

پسره میپرسه حال پدرم چطوره؟ 

میگه :

 پدرت دچار فراموشی شده،پاهاش فلج شده،نمیتونه حرف بزنه، چشماشو از دست داده...

پسر با ناامیدی تکیه میده به دیوار و گریه میکنه...


 یارو میگه

شوخی کردم بابا گریه نکن بابات مرد

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد